top header
اصول عقاید جلسه اول


بسم الله الرحمن الرحیم

 

جلسه اول

 

خداوند ما انسانها را آفرید ولباس خلقت به تن ما نمود ما در این خلقت مشترکات زیادی با مخلوقات دیگر داریم اما وجه تفاوتهای انسان بسیار قابل توجه است.انسان با همه موجودات دیگری که ما می شناسیم این تفاوت ها را دارد: یکی اینکه موجودی است که جهان خارج را درک می کند، به عبارت دیگر درباره جهان خارج می اندیشد، به تعبیر دیگر موجودی است که فکر می کند، و به تعبیر امروزی موجودی است آگاه، هم از خود آگاه است و هم از جهان آگاه است. انسان به حکم این خصلت خودش، یک سلسله دریافت ها از جهان خارج دارد که ما از آنها تعبیر به "ادراک" می کنیم و "ادراک" یعنی دریافتن و رسیدن.


در زبان عربی، اگر کسی در جستجوی چیزی باشد و به آن برسد می گویند "ادرکه"، مثلا اگر انسانی، انسانی را تعقیب کند او فرار می کند، این هم به دنبالش می دود، یک وقت به او می رسد و یک وقت به او نمی رسد، اگر به او برسد می گویند "ادرکه". دریافت انسان جهان خارج را، نوعی "اتصال و ارتباط" است میان انسان و جهان خارج که گویی انسان تا وقتی که جاهل است، میان او و جهان، پرده و مانعی است،(واصولا همدیگر را نمی فهمند) همین قدر که به جهان عالِم می شود، به جهان می رسد، نوعی رسیدن است.این رسیدن " محصول فکر وعقل " است که وجه تمایز انسان از حیوانات است بدون شک در این جهت نه جمادات نه نباتات و نه حیوانات با انسان شریک نیستند و این قدرت ادراک در آنها وجود ندارد. حیوانات یک نوع آگاهی مبهمی از جهان خارج دارند ولی آن آگاهی قدر مسلم این است که در سطح آگاهی انسان نیست. لااقل آنها فکر نمی کنند، چون فکر کردن یعنی یک موجود با سرمایه های دریافتی ای که دارد به یک سرمایه جدید دست یابد، یعنی از آنچه که می داند چیزی را که نمی داند کشف کند. اهمیت تفکر و تعقل در زندگی آدمی تا بدان جاست که از آن به‌عنوان وجه تمایز اصلی انسان و سایر جانداران نام می‌برند. در واقع آنچه انسان را از سایرموجودات متمایزمی‌سازد توانایی عظیم قدرت تفکر و تعقل اوست.  این قوه عقل در انسان او را وادار می کند که آنچه در پیرامونش می گذرد را بی تفاوت نباشد و از قوه تعقل اش استفاده کند واطراف خودش را تحلیل کند تعقل و تفکر در دین شریف اسلام جایگاه ویژه‌ای دارد. از نظر قرآن کریم، پست تر از هر حیوان کسی است که فکر دارد، ولی تفّکر ندارد؛ عقل دارد، ولی تعقّل ندارد؛ چشم و گوش بسته است و بدون تفکّر و تعقّل، رفتار می‌کند: (1)‏ نتیجه این تحلیل یک " نگاه " ، یک "برداشت" است ویک "بینش " است. که او را به یک نتایجی می رساند . اثر این فرایند کار فکری "جهان بینی " است یعنی نوع برداشت و تعبیر و یا نوع تحلیلی که یک انسان درباره هستی و جهان و درباره نسبت انسان با هستی دارد.که در یک تقسیم بندی به دو نوع جهان بینی پرداخته شده است .یا نتیجه تفکر و پرداختن فرد درباره عالم خلقت این شده است که عالم خالق دارد والهی بر امور عالم مسلط است این "جهان بینی الهی" است که نوع اول ونوع صحیح ونتیجه صحیح یک تفکر است ویا اینکه به این نتیجه رسیده است که عالم هستی اثر اتفاق وتصادف است وخالقی ندارد که "جهان بینی مادی" را رقم می زند پیرو جهان بینی مادی در زمان سابق بنام "طبیعی" و "دهری" و احیاناً "زندیق" و "ملحد" نامیده می شد و در زمان ما "مادی" و "ماتریالیست" نامیده می شود.مادی گری نحله های مختلفی دارد و مشهورترین آنها در عصر ما "ماتریالیسم دیالکتیک"(2) است که بخش فلسفی مارکسیسم را تشکیل می دهد.

کسی که جهان بینی الهی را پذیرفته است فکر او، او را به یک چهار چوب مشخص سوق می دهد که "دین" یا "در یک تعبیری " ایدیولوژی "(3) نامیده می شودهر طور که ما در مورد جهان بینی فکر کنیم ناچار ایدیولوژی‌‌ تابع آن خواهد بود.

دین نیاز انسان است والهی بودن دین ضرورت است وفطرت انسان دین صحیح را می خواهد(4)وبرای شکوفا شدن استعدادهایش بدان احتیاج دارد. فلذا شما در عالم خلقت انسانی را نمی یابید که خدا برایش دینی نفرستاده باشد (5) وتولد دین مطابق با تولد بشریت است وادم ابوالبشر خود اولین پیامبر و آورنده دین بود.

دین قوی ترین تکیه گاه است و حفظ شدن انسان به مقدار دیانت اوست (6) در معارف روایی داریم که به هر کس دین روزی شد همانا خیر دنیا و آخرت داده شده است.( 7)

حال این دین چیست واز چه محتوایی تشکیل یافته است، که عقل به عنوان وسیله برای فهم آن به بشر داده شده است (8) وباید در مسیر آن خرج شود؟ دين واژه‌اى است عربى كه در لغت به معناى اطاعت و جزاء و... آمده، و اصطلاحاً به معناى اعتقاد به آفريننده‌اى براى جهان و انسان، و دستورات علمى متناسب با اين عقايد مى‌باشد. از اينروى، كسانى كه مطلقاً معتقد به آفريننده‌اى نيستند و پيدايش پديده هاى جهان را تصادفى، و يا صرفاً معلول فعل و انفعالات مادى و طبيعى مى‌دانند «بى دين» نام


يده مى‌شوند. اما كسانى كه معتقد به آفريننده‌اى براى جهان هستند هر چند عقايد و مراسم دينى ايشان، توأم با انحرافات و خرافات باشد «با دين» شمرده مى‌شوند.

اولا باید دانست که شریعتها در طول تاریخ از حقیقت واحدی برخوردار بوده اند که همان اسلامیت یعنی تسلیم شدن در برابر دستورات خدا را ترویج می کردند که این تعایم سه بخش است:الف.بخش عقاید، یعنی مسائل و معارفی که باید آنها را شناخت و بدانها معتقد بود و ایمان آورد مانند مساله توحید، صفات ذات باری تعالی، نبوت عامه و خاصه، و برخی مسائل دیگر، ب.بخش اخلاق، یعنی مسائل و دستورهایی که درباره «چگونه بودن »انسان از نظر صفات روحی و خصلتهای معنوی است از قبیل: عدالت، تقوا، شجاعت، عفت، حکمت، استقامت، وفا، صداقت، امانت و غیره. ج.بخش احکام، یعنی مسائل مربوط به کار و عمل که چه کارهایی و چگونه باید انجام شود از قبیل نماز، روزه، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، بیع، اجاره، نکاح، طلاق، تقسیم ارث و غیره.

در این تقسیم، جهت ارتباط تعلیمات دین با " انسان " مورد توجه قرار گرفته است، چیزهایی که مربوط است به عقل و اندیشه انسان "عقاید"خوانده شده است و چیزهایی که مربوط است به خلق و خوی انسان "اخلاق" نامیده شده است و آنچه  مربوط است به عمل و کار انسان "فقه " نام گرفته است.

علمی که متصدی تبین بخش اول است «علم اصول عقاید یا کلام» می باشد، و علمی که عهده دار بخش دوم است «علم اخلاق » نامیده می شود، و علمی که بخش سوم را برعهده دارد «علم فقه » نام گرفته است.  مادر در اینجا بحثمان پیرامون "علم کلام " یعنی حول محور "اصول عقاید" است.وبنا داریم در آینده پنج اصل دینی شامل توحید ، نبوت ، معاد وامامت وعدل را تبیین کنیم.که همان "اصول دین" می باشد. واژه «اصول دین» را مى‌توان به دو معناى عام و خاص بکار برد: اصطلاح عام آن در برابر «فروع دین» و بخش احکام بکار مى‌رود و شامل همه عقاید معتبر مى‌شود، و اصطلاح خاص آن، به اساسى ترین عقاید، اختصاص مى‌یابد. نیز مى‌توان تعدادى از عقاید مشترک بین همه ادیان آسمانى مانند اصول سه گانه (توحید، نبوت، معاد) را «اصول دین» بطور مطلق و آنها را با اضافه یک یا چند اصل دیگر «اصول دین خاص» و یا با اضافه کردن یک یا چند اعتقادى که مشخصات مذهب و فرقه خاصى است «اصول دین و مذهب» یا «اصول عقاید یک مذهب» بحساب آورد.

 

ادیان توحیدى که همان ادیان آسمانى و حقیقى هستند داراى سه اصل کلى مشترک مى‌باشند: اعتقاد به خداى یگانه، اعتقاد به زندگى ابدى براى هر فردى از انسان در عالم آخرت و دریافت پاداش و کیفر اعمالى که در این جهان انجام داده است، و اعتقاد به بعثت پیامبران از طرف خداى متعال براى هدایت بشر بسوى کمال نهائى و سعادت دنیا و آخرت.

این اصول سه گانه، در واقع، پاسخهایى است به اساسى ترین سؤالاتى که براى هر انسان آگاهى مطرح مى‌شود: مبدأ هستى کیست؟ پایان زندگى چیست؟ از چه راهى مى‌توان بهترین رنامه زیستن را شناخت؟ و اما متن برنامه‌اى که از راه تضمین شده وحى، شناخته مى‌شود همان ایدئولوژى دینى است که برخاسته از جهان بینى الهى مى‌باشد.بزرگان عقل وخرد انسان سعادتمند را کسی می دانند که در طول زندگی خود به جوابی صحیح در قبال این سوالات برسد وحقیقت زندکی را از این راه ادراک کند.

به هر حال علم کلام، علم عقاید اسلامی است.در گذشته به آن «علم اصول دین » یا «علم توحید و صفات » هم می گفته اند.منظور نظر ماست وعلت اجتماع ماست که ان شاء الله در جلسات بعد مفاد آن را دنبال خواهیم کرد.

پی نوشت ها:

1- إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذینَ لا یَعْقِلُونَ»[(زمر / 9 - مجادله / 11

2- به مکاتبی که اصالت را به مادّه می‌دهند و آن را بر امور غیرمادّی مقدّم می‌دارند، ماتریالیسم گویند.ماتریالیست‌ها، امور غیر مادّی مانند روح و معنا را خصلتی از مادّه می‌پندارند. آنان معتقدند که این گونه امور تابع و طفیلی مادّه‌اند. ماتریالیست‌ها وجود ماورای مادّه را انکار می‌کنند و همه هستی را در انحصار مادّه می‌انگارند.در نظر ماتریالیست‌ها تنها آنچه در تغییر و تبدّل است و در بستر زمان و مکان روی می‌دهد، واقعی است و آنچه از چارچوب احساس و لمس بشر بیرون است، وجود ندارد.

3- ایدیولوژی از نظر ساخت لغوی واژه‏ای است مرکب از دو جزء «ایده» و «لوژی» که ایده به معنی اندیشه، تصور، عقیده، نظر، آگاهی و... آمده است و لوژی که به صورت پسوند امروزه معمولاً به معنی دانش و شناسایی بکار می‏رود و معرف علم است مانند سوسیولوژی (جامعه شناسی) پسیکولوژی (روانشناسی) و... بنابراین ایدیولوژی نیز از نظر ساختمان لغوی مرادف با دانش و شناخت عقیده یا بطور خلاصه عقیده شناسی است، اما امروزه ایدیولوژی معمولاً کاربردهای دیگری دارد که در معنی زیر بیشتر بکار می‏روند.ایدیولوژی به معنای عام که مرادف مکتب است و مجموعه‏ای از رهنمودهای مکتب را چه در بعد اندیشه و چه در بخش عمل در بر می‏گیرد. 

 

4- امیر المومنین علی علیه السلام: /الدین افضل مطلوب./دین بهترین طلب شده است

5- لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا / ما برای هر کدام از شما آیین و طریق روشنی قرار دادیم .48 مایده

6- صیانة المرء علی قدر دیانته » صیانت و سلامتی هر مردی به اندازه دیانت اوست ./ غرر ج 4: 211 ک 5860.

7- امیر المومنین علی علیه السلام: مَن رُزِقَ الدِّینَ فَقَد رُزِقَ خَیرَ الدُّنیا وَ الآخِرَةِهر کس دین روزى او شود، براستى خیر دنیا و آخرت روزى او شده است/غررالحکم، ح 8523

8- .....لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ/توبه 122

 


 

 

فایل صوتی این جلسه را میتوانید در کانال تلگرام نگاهی ازجنس عمق به آدرس زیر مشاهده نمایید :

https://telegram.me/mahdidaghighi

 

.