top header
وحشی قاتل حضرت حمزه اهل بهشت است؟

وحشی قاتل حضرت حمزه اهل بهشت است؟

مهدی دقیقی شاهرودی

 15 شوال یاد آورسالروز رخداد جنگ احد وشهادت سردار رشید اسلام "حمزه بن عبدالمطلب"می باشد .و از سوی دیگر "وحشی" قاتل و مثله کننده حضرت حمزه یکی از عناصر ناپاک حاضر درتاریخ صدراسلام است که دستش به خون حضرت حمزه آغشته بود .در این نوشتار برآنیم که گوشه ای از زندگی او را ورق بزنیم و علت جانبداری از او در نزد نویسندگان عامه را بررسی نماییم.

 

وحشی کیست؟

نام وی "وحشی بن حرب" وکنیه او را ابو دسمه گفته اند،او حبشی الاصل وغلام "جبير بن مطعم" بود در جنگ احد از طرف هندهمسر ابوسفیان ومادر معاویه مامور شد تا یکی از سه نفر یعنی رسول خدا صلی الله علیه و اله یا امیرالمومنین علیه السلام یا حمزه بن عبدالمطلب را بکشد و در مقابل اين اقدام تا آخر عمرش از بردگی آزاد گردد ( شيخ مفيد، الارشاد، قم، آل البيت، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۸۳./ کامل ابن اثیر ج2 ص250) اوپس از انتخاب حمزه برای کشتن با این هدف در نبرد احد شرکت می‌کند و همواره در کمين بود که حضرت حمزه را به شهادت برساند و در لحظه شدت گرفتن جنگ، با نيزه‌ای که همراه خود داشت و در پرتاب نيزه هم مهارتی بسزا داشت، حضرت حمزه را به شهادت می‌رساند. و به دستور هند، سينه حضرت را شکافته و جگرش را بيرون می‌کشد. و جنازه او را مثله می‌کند(ابن اثير، عزالدين، اسد الغابة، بيروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۵۳۰) این واقعه و شهادت او در روز شنبه نیمه ماه شوال سال سوم هجرت در57 یا 59 سالگی در جنگ احد به وقوع پیوست.شهادت واتفاقاتی که بر پیکر حمزه گذشت بر پیامبر خدا بسیار گران آمد و سخت گریست و فرمود: در سراسر عمرم غمناک‌تر از این زمان نبوده‌ام.( اعیان الشیعه ج 6/ الطبقات الکبری ج 3،) بعد از جنگ احد پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله خون وحشی را هدر اعلام کرد وقتل او را لازم دانست.

بعد از جنگ احد، وحشي در مکه زندگي مي کرد و به پاس خدمتی که برای جنایتکاران کافر مکه انجام داده بود از بردگي هم رهائي يافته بود، تا اين که مسلمانان در سال هشتم هجري مکه را فتح کردند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پس از فتح در اجتماع مردم فرمودند: شما مردم مکه بد همسایگانی برای پیامبر بودید. شما مرا تکذیب کردید و مرا از مکه راندید ولی به این هم رضایت ندادید و در مدینه آمدید با من جنگ کردید ولی اکنون شما آزادید بروید و همگی را مورد عفو و بخشش قرار دادم(بحارالانوار، ج21، 132/ سیره ابن هشام، ج4، ص54،55)

 در اين زمان وحشي به سوي طائف متواري شده بود ؛ولي بعد از مدتي يعني در همان سال، نفوذ اسلام به طائف هم مي رسد و قبايل و افراد براي قبول اسلام پيش پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مي آيند. از قول وحشي نقل شده است: وقتي ديدم همه مردم گروه گروه به حضور پيامبر مي روند و نيز شنيده بودم که هر کس در گذشته هر جرمي مرتکب شده، محمد او را مي بخشد، لذا در حالي که شهادتين را مي گفتم خود را به نزد او رساندم، همان لحظه اول که مرا ديد فرمود: تو همان وحشي حبشي هستي: عرض کردم بلي فرمود: چگونه حمزه را کشتي؟ من عين جريان به قتل رساندن حمزه را عرض کردم. پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ متأثر شدند و فرمودند: تا زنده اي روي تو را نبينيم زيرا مصيبت جانگداز عمويم به دست تو انجام گرفته است(ابن هشام، عبدالملک، السيرة النبوية، بيروت، دارالمعرفه، بي تا، ج2، ص72)

وحشی بعد ازاسلام ظاهری

تاریخ گواهی می دهد با وجود اين که وحشي در دوره پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ در ظاهر قبول اسلام کرد وبه همین جهت نیزتوسط پیامبر قصاص نشد ولي به خاطر کور دلي وعدم نفوذ ایمان به وجودش هيچ گاه نتوانست به عنوان مسلمان واقعي زندگي کند.اودر همان ابتدای امر گروهی را به نزد پیامبرفرستاد که از او بخواهند اعمال اسلام را به آنها تخفیف دهد(مجمع الزوائد ج7 ص101) وآنچه از زندگی بعد از اسلام او گزارش شده است جزء عصیان وتباهی در ابعاد مختلف چیزی دیده نمی شود.

وی شدیدا مشروب میخورد و به این عمل معروف و مشهور بود تا آنجا که بدین سبب به اوحد زده شد(کامل ابن اثیر ج2 ص 251) و در دیوان مالیات مسلمین نیزبه همین علت از حقوقش کسر شد (ذخائر العقبی ص179) با وجود اینکه خود از روایان و شاهدان واقعه غدیر خم بود(الغدیر ج1 ص60) اما از امیرالمومنین حمایت نکرد ودر وقایع دهشتناک بعد از پیامبر وجریان خلافت در زمره اطرافیان ابوبکر قرار گرفت  و او را یاری نمود.(طبقات الکبری ج7 ص418) جریان خلافت ومعتقدین به این شیوه فکری با توجه به اینکه او را در شمار اصحاب پیامبر می شماردند سخنش را مسموع دانسته وروایات اورا نقل می کنند واو نیزهمچون گذشته، خود را در اختیار جریان منحرف قرار داد وبه جعل روایت به نفع جباران روزگار ومنحرفین از دین خدا دست می زد. اودر فضیلت خالد بن ولید نقل روایت نمود (الاستیعاب ج2 ص429) وجوامع مخالف از او در فضیلت معاویه روایت نقل نموده اند(تاریخ کبیر بخاری ج8 ص180 / جالب است بدانید روایت شده که پیامبر معاویه را نفرین کردند که خداوند شکمت را هرگز پر نکند از همین رو هر چه میخورد سیر نمیشد در اثر نفرین رسول خدا وحشی بر اساس این روایت حدیثی جعل کرد که در شان شکم معاویه فرمودند اللهم املاءه علما و حلما!!)او هیچ گاه از آلوده شدن دستش به خون حمزه سیدالشهداء اظهار پشیمانی و ندامت نکرد وآنچه را که درباره کشتن مسلیمه کذاب نقل می کنند وآن را کفاره کشتن حمزه قلمداد نموده اند روایتی جعلی است که روای ان خود وحشی است!!

وحشی تا دوره معاويه زنده بود.(ظاهرا امارت معاویه در شام از سمت عثمان ملاک است نه خلافت او) اودر شام و در شهر "حمص" ساکن شده بود.( قاضي، ابرقوه، سيرت رسول الله(ص)، تهران، انتشارات خوارزمي، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۶۵۸.) «ابن اثير» در مورد او می‌نويسد: وحشي در آخر عمرش به سبب زياده روی در شراب خواری به همين سبب نيز مرد(اسد الغابة، همان، ج۴، ص۶۶۴.) ابن حجر نیز علت مرگ او را همین می داند و می‌نويسد: ...او در منطقه شام و حمص ساکن شد و در دوره خلافت عثمان در اثر زياده روی در شراب خواری مرد.( ابن حجر، الاصابة في تمييز الصحابه، بيروت، دارالکتب العلميه، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۴۷۰.)

آیا وحشی اهل بهشت است؟

آنچه مسلم است حضرت حمزه، عموی پیامبر صلی الله علیه و آله ، از شخصیت های بزرگ در تاریخ اسلام است، که در دفاع از اسلام تا پای جان ایستاد و آنگاه که توحید در مقابل شرک و خداپرستی در برابر بت پرستی قرار گرفت و رسول اللّه نیاز به یاران صدیق و حامیان مخلص داشت، به یاری آن حضرت شتافت.اما مع الاسف در تاریخ نگاری وسیره نویسی عامه درباره این شخصیت اثر گذاراسلامی قلمها به جفا رفته است وشخصیت وارسته وخدوم او را مخدوش معرفی می نمایند ودرمقابل "وحشی"را به عنوان عنصری "عاقبت بخیر" معرفی می نمایند.

با اینکه روایات ورویدادهای نقل شده در نوشتار ما در رذالت "وحشی" ازمنابع  اهل سنت است شخصیت های اهل قلم آنان  تاکید دارند "وحشی" را دارای عاقبتی توام با سعادت و نیک بختی معرفی نمایند وتا نقل بیانی بدون سند هم پیش رفته اند که"  وحشی و حمزه در بهشت در کنار یکدیگرند.

از انجا که از این دست نقل های عجیب ودور از مبانی عقل وخرد اجتماعی ودینی در نوشتارهای که بر مبنای "بغض اهل بیت پبامبر" نوشته شده است کم در آثار مخالفین دیده نمی شود از آن می گذریم ودر اینجا به چرایی نقل این موهومات از سوی راویان زبر دست عامه می پردازیم . دستگاه تبلیغاتی بنی امیه وافرادی که آن روز در جامعه به عنوان دانشمند و محدّث و ناقل اخبار و حوادث دوران حیات پیامبر خدا صلی الله علیه و آله مطرح بودند و در بازگو کردن حوادث صدر اسلام و شخصیتهای آن دوران، نقشی به عهده داشتند و در واقع از سوی حکّام به انجام این وظیفه فرمان گرفته بودند و وظیفه داشتند درباره بعضی افراد فضیلت تراشی و مدیحه سرایی کنند و به تقبیح و نکوهش اهل بیت علیهم السلام بپردازند که در این جهت وظیفه خود را دقیق و حساب شده انجام دادند و لذا درباره حضرت حمزه، هیچ فضیلتی و نکته مثبتی ذکر نکردند و از نقش آن بزرگوار در پیشرفت اسلام و درهم کوبیدن کفر، مطلبی نگفتند و ننوشتند؛ زیرا بیان این حوادث و فضایل، سرانجام به ضرر آنان و موجب نفرت و انزجار از پدران و اجدادشان شد که پرچم شرک و بت پرستی را بدوش می کشیدند. ختم می گردید کتب اصلی عامه از صحاح گرفته تا سنن در این حق کشی قدم مشترک برداشته اندو خواننده این آثار پس از فراغت از مطالعه هیچ خدمتی برای "حمزه سیدالشهدا" در این اثار نخواهد دید.در مقابل به فضیلت تراشی های دروغین برای قاتل حمزه پرداخته اند وتلاش آنها همواره  تبرئه وحشی، قاتل او و کم رنگ کردن جنایت وی نسبت به آن حضرت می باشد.

و این مطلب را از زبان خود وحشی نقل کرده و قتل مسیلمه را به او مستند نموده واین قتل راکفاره آن جنایت هولناک نسبت به حضرت حمزه قرار داده اند.

و این داستان نیز در صحیح بخاری به فاصله کمی، پس از نقل داستان شراب خوردن حمزه نقل شده است :بخاری از جعفربن عمر نقل می کند که به همراه عبیداللّه بن عدی وارد شهر حمص شد و چون وحشی در آن شهر سکونت داشت خواستند با وی ملاقات کنند و چگونگی به شهادت رساندن حمزه را از زبان خود او بشنوند، وحشی هم این جریان را، از آغاز تصمیم گیری بر قتل آن حضرت تا مرحله آخر، توضیح داد و افزود: پس از گذشت مدتی از این ماجرا، به ملاقات پیامبر صلی الله علیه و آله رفتم، آن حضرت وقتی مرا شناخت، فرمود: از من دورشو تا قیافه وچهره ات رانبینم؛ «فَهَل تَسْتَطِیع أن تغیب عنّی وَجهک؟». وحشی می گوید: من هم تا پیامبر زنده بود با او مواجه نشدم و پس از رحلت آن حضرت، چون از خروج «مُسیلمه کذّاب» آگاهی یافتم، به خود گفتم: خوب است من هم در جنگ با او با مسلمانان شرکت کنم و اگر بتوانم در این جنگ او را بکشم، کفاره قتل حمزه خواهد شد؛ زیرا اگر مسلمانی را کشته ام، در مقابل آن کافری را هم به هلاکت رسانیده ام. در صحنه جنگ مسیلمه را دیدم که مانند شتری خشمگین به دیوار کهنه ای تکیه کرده بود، حربه ام را به سویش نشانه رفتم که به سینه اش فرو رفت و از پشت سرش بیرون آمد و همزمان مردی از انصار فرا رسید و شمشیر بر فرقش زد و بدینگونه، مسیلمه به دست ما، هلاک گردید.( صحیح بخاری، کتاب المغازی، باب قتل حمزة بن عبدالمطّلب حدیث شماره 3844)

ودر نقل دیگر آورده اند: وحشی می‌گوید: «تا زمانی‌که پيامبر اکرم(صلی‌الله‌عليه‌و‌آله‌) زنده بود، من خود را از او پنهان می‌کردم، پس از رحلت پيامبر(صلی‌الله‌عليه‌و‌آله‌)  واقعه رده (شورش مرتدين از اسلام) پيش آمد، من هم به همراه سپاهی که برای نبرد با مسيلمه کذّاب، که ادعای نبوت کرده بود، عازم شدم و با همان حربه‌ای که حضرت حمزه را به شهادت رسانده بودم، مسيلمه را با کمک يک نفر از انصار کشتم(ابن کثير، ابوالفداء اسماعيل بن عمر، البداية و النهايه، بيروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۱۸.) اين مطلبي است که وحشی خودش نقل می‌کند و ادعا می‌کند که در نبرد با مسيلمه کذاب شرکت داشته است. وهیچ کس دیگری این واقعه را نقل نکرده است ونقل او ناباورانه معتبر پنداشته شده واو را قاتل پیامبر دروغین دانسته اند در حالی که  ابن هشام در باره اومی‌نويسد: «وحشي در پايان عمر بسان زاغي سياه شده بود. که پيوسته بر اثر شراب خواری مورد تنفر مسلمانان بود و مرتب حد شراب بر او جاری می‌شد و بر اثر عمل‌های ناشايست، نام او را در دفتر ارتش خط کشيدند ....( ابن هشام ،  السيرة النبوية، همان، ج۲، ص۷۳)واصولا بودن او در سپاه اسلام امری بعید بلکه ابعد است.

نتبجه اینکه:

انچه روشن وواضح است این است که عمل قلم بدستان منحرف اموی چون زهری که روای وناقل امثال این احادیث است و ابن ابی الحدید درباره او آنجا که مخالفان و دشمنان سرشناس علی بن ابی طالب علیه السلام را معرفی می کند می گوید: «وَ کان الزُّهَری مِنَ الْمنحرفین عنه»؛ "زهری یکی دیگر از مخالفان علی بن ابی طالب بود"وهمین بغض وکینه اوست که او را مجبور می کند که درباره امیر المومنین از زبان عایشه بنویسد: نزد پیامبرخدا بودم، عباس و علی بن ابی طالب را دیدم که به سوی ما می آیند، پیامبر وقتی آن دو را دید، فرمود: عایشه! اگر می خواهی به قیافه دو نفر از اهل آتش بنگری به این دو نفر نگاه کن!«یا عائشة إن سرّک أن تنظری إلی رجلین من أهل النار، فانظری إلی هذین قد طلعا.

این دسته قلم به دستان مواجب خور با استناد به این قول که: اعتقادنزد اهل سنت آن است كه همه صحابه از كوچك و بزرگ تا مسلمانان باسابقه يا تازه مسلمانان، همگي به صرف ديدن پيامبر صلي الله عليه و آله و ايمان آوردن به او عادلند و نبايد در اين باره ترديدي به خود راه داد. پس اگر خلاف و گناهي از آنان سر زده است، مي بايست به نيكوترين وجه توجيه كرد و از يادآوري خطاها و گناهان آنان دوري جست؛ زيرا همان اصحاب بوده اند كه براي اسلام جان فشاني كرده و اسلام و سنت نبوي را به دست ما رسانده اند. و ابن اثير نيزکه همه صحابه را عادل دانسته و هيچ نقد و انتقادي را بر آنان نمي پسندد.( اسدالغابه، ج 1، ص 110.) وابن حجر عسقلاني مي گويد كه اهل سنت همه صحابه را عادل مي شمارند (الاصابة، ج 1، ص 162.) عمل وحشی را توجیه می نمایند واز این راهکار برای توجیه اعمال افرادی چون طلحه و زبیر ومعاویه و عایشه ودیگر مخالفان اهل بیت پیامبر می پردازندابتدا با حدیثی جعلی وحشی را بهشتی میکنند سپس استدلال میکنند که کشتگان جنگ جمل هم مانند کشنده حمزه اند. و قاتل و مقتول در بهشتند. کشتگان کربلا نیز قاتل و مقتول هر دوگروه در بهشتند وقاتلین امامان شیعه همگی می توانند اهل بهشت باشند ....