top header
چون او

بسم الله الرحمن الرحیم

از اهل ولا پیر غلام دگری رفت...

سلیم موذن زاده رفت و مسیری را که آبرومندانه آغاز نموده بود سرافرازانه به پایان رسانید.اما رفتن او یک داغ چندین ساله را برای من تجدید کرد.جامعه امروز ما بیمار است ؛واقعا آشفته و سرگشته است و از "بحران هویت" رنج می برد.دلسوزان خود را نمی شناسد و نخبگان خویش را فراموش نموده است وبه "اصالتها و ریشه ها "بی تفاوت است. ....چندی پیش عالمی خبره و خبره ای بی نظیر در عالم اسلام رخت از جهان فرو بست و جامعه ما تکان نخورد و هیچ کس از این ثلمه نگران نگردید و دستگاه های فکری کشور نیز هیچ نگران از دست رفتن مفاخر و تکیه گاه های حقیقی جامعه نمی شوند .چند روز بعدیک مربی ورزش درگذشت و من با چشم خود بنرهای گسترده او را در میادین اصلی شهر دیدم ؛چندی قبل تر نیزبرای فردی که به تایید پزشک قانونی بر اثر مصرف زیاد مشروبات الکلی از دنیا رفته است سر وصدا راه می اندازند و از سوی دیگرنخبگان فکری و ارزش مدار جامعه در سکوت از بین ما می روند و گردی بر خاطر عاطر تصمیم گیرندگان نمی نشیند که چه داریم بر سر الگوهای ذهنی نسل مان می آوریم.
روشن است جامعه ای که الگویی ندارد و یا الگویی صحیح وبه کمال ندارد جز اضمحلال چیزی در کمین او نیست.
* سلیم نه حنجره اش کمی از حنجره خیلی ها داشت و نه تسلط اش بر دستگاهها و نواهای موسیقیایی .
* سلیم در یک مجلس به چهار زبان عربی و انگلیسی و ترکی و فارسی قهارانه هنر نمایی می نمود اما در زمره "اهل هنر" قلمداد نمی شد و دختران و پسران این مرز وبوم او را در عداد اهل هنر نمی شناختند .چرا که تعریف هنر در این مقطع زمان برای انها با "بی اعتنایی به دین و تمایل به روشنفکری" عجین شده است.
صدایش طلایی است باشد اما چرند نمی خواند!
تسلط اش بالاست باشد اما به سبز و سفید این مملکت وابسته نیست!
قابل ارایه به عنوان الگوست؛باشد اما کروات نمی زند و دستمال گردن نمی انداخت و ادکلن اش خارجکی نبود!
او از تمام جوانب هنری در اوج است ؛باشد اهل لودگی و فیس و افاده های شبه روشنفکری که نیست!
جامعه و دستگاه های تبلیغی او راشایسته ارایه به جوانان و تبلیغ و ترویج ندیدند زیرا که با تعاریف غلط سرازیر شده به ذهن های معیوب امروزه با "هنرمند" برابری نمی کرد!
چرا ؟
چون که او "سلیم" بود سلیم....
اشتباه نکنید !! از اینکه او را "هنرمند" نمی دانند ناراحت نیستم زیرا که او عنوان "پیر غلامی " اربابش را دارد و این بزرگترین درجه افتخار است.
امیدوارم کسی پیدا شود نه به داد "هنرمندان واقعی" بلکه حداقل به داد "تعریف هنر" در این مرز وبوم برسد.و ضرورت الگوی صحیح برای نسل اینده را دریابد.


همین نوشته را درخبرگزاری شفقنا به آدرس زیرمشاهده نمایید

http://fa.shafaqna.com/news/275796

 

2/آذر/95